پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
یادمون هست ؟
ابر بارنده به دريا مي گفت:
من نبارم توکجا دريايي؟!
در دلش خنده کنان دريا گفت:
ابر بارنده تو خود از مايي
....................
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
علم و حلم
----------------------------------------------
تماما گفتار فرا علم ائمه معصومین (ع) :

داشتن بدن سالم ، بیمار نشدن ، زیادی نور چشم ، زیاد شدن و تصفیه ی خون ، صافی رنگ و حسن صورت ، تقویت معده و هضم غذا و رشد مو ، استحکام لثه ، عوامل فساد و خرابی دندان ، دفع پیشگیری تعدادی امراض ، زیادی و کمی قوت شهوانی ، جنون و پیشگیری ، قوت و ضعف بدن ، لاغری ، عقل و فکر و حافظه و قلب و وسواس ، غم و خشم ، طولانی و کوتاه شدن عمر ، وسعت رزق و فقر ، ترقی و افت در دین ، ادای دِین و رفتن به حج ، محبت خدا ، اسباب عزت و ذلت انسان و رفع بلا ، استجابت دعا ، آمرزش انسان ، عاقبت به خیری ، جان دادن ، عذاب قبر ، روز قیامت ، میزان اعمال ، بهشت و جهنم ، قبرستان ، صدقه ، توبه ، بوی خوش و غسل جمعه ( در ادامه ی مطلب )
ادامه ی مطلب رو بخون ارزشش رو داره ...
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
روایت عنوان بصری ( از بهترین دستورالعمل ها برای سالکین الی الله )
روایت عنوان بصری یکی از دستورالعمل های بسیار مهم وجود مقدس امام صادق (ع)است که در بردارنده نکاتی نغز وبدیع در تهذیب نفس است.و بسیاری از عرفا،علما وبزرگان اخلاق اهتمام خاصی به این روایت شریف داشته اند،از جمله مرحوم آیت الله العظمی سید میرزا علی قاضی طباطبایی به ارادتمندان وشاگردان خود دستور می دادند که آن را بنویسند وعمل کنند وکراراً می فرمودند:((باید آن را در جیب خود داشته باشید وهفته دو بار آن را مطالعه کنید.))
ترجمه این روایت شریف برای بهره مندی تمامی مشتاقان سلوک الی الله چنین ذکر شده،مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار می فرماید: به خط استادمان؛بهاءالدین عاملی روایتی را با این مضمون یافتم :((شیخ شمس الدین محمد بن مکی (شهید اول)گفت:من از خط شیخ احمد فراهانی (رﺣﻤﺔ الله)از عنوان بصری؛ که پیر مردی سالخورده بود واز عمرش نود وچهار سال می گذشت نقل می کنم که او گفت :من سالیانی به نزد مالک بن انس رفت وآمد می کردم، زمانی که امام جعفر صادق (ع)به مدینه آمدندبه محضر ایشان شرفیاب شدم ودوست داشتم همان طئری که از مالک تحصیل علم کرده بودم از ایشان نیز کسب علم کنم.روزی آن حضرت به من فرمودند:من مردی تحت نظرم علاوه براین در هر ساعت از شبانه روز اذکاری دارم که به آنها مشغولم.پس مرا از عبادتم غافل نکن،وعلومت را از سالک وراهنمایت (مالک بن انس )بگیر ومثل گذشته با او رفت وآمد کن.از این ماجرا غمگین شدم واز محضرشان مرخص شدم.با خود گفتم :اگر در وجود من آثار خیر وهدایت به چشم حضرت می آمد ،مرااز رفت وآمد وکسب علم از محضر شان منع نمی فرمودند. . . . . . . .
برگشتم ودو رکعت نماز خواندم وعرض کردم :خدایا ،پروردگارا،قلب جعفر (ع) را نسبت به من مهربان ومتمایل فرما واز علمش مقداری روزی من کن که به وسیله آن به راه راست تو هدایت شوم.با همان حال ناراحتی واندوه به منزل برگشتم وچون دلم مالامال از محبت جعفر (ع)شده بود با مالک بن انس رفت وآمو نکردم واز خانه ام بجز برای نماز واجب خارج نشدم،تا این که صبرم تمام شد .(روزی)پس از اقامه نماز عصر سینه ام تنگ شد وطاقتم به سر آمد نعلینم را به پا کرده،ردایم را پوشیده وقصد دیدار جعفر صادق (ع) را نمودم.وقتی که به درب خانه آن حضرت رسیدم اجازه ورود خواستم. . . . . .
وارد شده بر آن حضرت سلام کردم.امام ضمن جواب سلام ،فرمودند :بنشین ،خداوند تورا بیامرزد .پس نشستم.حضرت مدتی به حال تفکر ،سرشان را پایین انداختند،شپش سر بلند کرده وفرمودند:کنیه شما چیست؟گفتم :ابا عبدالله.فرمودند:خداوند کنیه شما را ثابت گردانده وتورا موفق کند.ای ابا عبدالله ،در خواستت چیست ؟با خود گفتم :اگر بهره من از این زیارت وعرض سلام فقط همین دعا باشد خیری بزرگ وزیاد است.باز حضرت فرمودند: چه می خواهی؟عرضه داشتم :از خداوند خواستم که قلب شما را نسبت به من مهربان کند واز علم شما روزی ام فرماید.حضرت فرمودند: ای ابا عبدالله.علم به آموختن نیست،علم نور است ودر قلب کسی قرار می گیرد که خداوند هدایت اورا اراده فرموده باشد.بنابراین اگر علم می خواهی باید حقیقت عبودیت را در وجود خودت بخواهی وعلم را با عمل کردن ،طلب کنی واز خداوند طلب فهم کن تا (علم را)به تو بفهماند. . . .
عرض کردم :ای ابا عبدالله .به من توصیه ای بفرمایید.فرمودند:تورا به نه چیز وصیت می منم که آنها توصیه من به همه آرزومندان سیر وسلوک الی الله است. از خداوند موفقیت تو را در عمل به آنها خواستارم. سه مورد آن در ریاضت وتربیت نفس است وسه مورد آن در حلم وبردباری وصبر وسه امر دیگر آن در علم ودانش است.پس این وصایا را حفظ کن وبه خاطر بسپار ومبادا در عمل به آنها سستی کنی.عنوان بصری می گوید : من قلبم را برای فراگیری آماده کردم.حضرت فرمودند: اما آنچه که در ریاضت نفس است: 1-مبادا چیزی را بخوری که بدان اشتها نداری چون موجب حماقت ونادانی می شود.2 – تا گرسنه نشدی چیزی نخور. 3-زمانی که غذایی خوردی، با نام خدا وحلال باشد وحدیث رسول خدا را به یاد داشته باش که فرمودند: آدمی هیچ ظرفی بدتر از شکمش را پر نکرده است.پس اگر نا چار شد غذا بخورد،یک سوم شکمش را برای طعام ،ویک سومش را برای آب ، ویک سوم را برای تنفس قرار دهد. اما آن سه موردی که در حلم وبردباری است: 1-اگر کسی به تو گفت اگر یکی بگویی ده تا می شنوی.به او بگو :اگر ده تا بگویی سخنی هم نمی شنوی(عفت کلام داشته باش) 2-اگر کسی به تو دشنامی داد به او بگو :اگر راست می گویی از خداوند می خواهم مرا ببخشد واگر دروغ می گویی از خداوند می خواهم تو را ببخشد.3-واگر کسی تورا تهدید به دشنام کرد تو اورا به خیر خواهی ومراعاتش وعده بده. واما آن سه امر دیگر که در علم ودانشاست:1-آنچه را که نمی دانی از عالمان بپرس ومبادا برای به زحمت انداختن وامتحان کردنشان سوال کنی.2- مبادابراساس خودرایی دست به کاری بزنی که به دان علم نداری ودر تمامی امور تا آنجا که ممکن است مسیر احتیاط را رها مکن.3-همان گونه که از شیر درنده فرار می کنی از فتوی دادن بدون علم بپرهیز وگردن خود را پل عبور مردم نکن. . . .
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
فراموش نکنیم دنیا در شش چیز خلاصه می شود !!
----------------------------------------------
علی ( علیه السلام فرمودند ) : دنیا در شش چیز خلاصه می شود ؛

خوردنی ، نوشیدنی ، پوشاک ، وسیله سواری ، منکوح ، بوییدنی
1- بهترین خوردنی ها عسل است که مشوب به پشه ای است
2- بهترین نوشیدنی ها آب است که نیک و بد به طور یکسان از آن برخوردارند
3- بهترین لباس ها حریر «ابریشم» است که دست باف کرم است
4- بهترین وسیله سواری اسب است که مردان بر روی آن به قتل می رسند ( ماشین )
5- بهترین منکوحات زن است که نکاحش دخول مجرای بولی در مجرای بول دیگر است
به خدا قسم زن بهترین چیز خود ( صورت ) را زینت می دهد و زشت ترین چیز از او تقاضا می شود
6- و بهترین بوییدنی ها مشک است که خون حیوانی است .
جمعه پانزدهم تیر 1386
ای پسر آدم ... به کجا می روی ؟
----------------------------------------------
خداوند می فرماید : ای پسر آدم !

1- توشه ات را زیاد کن که راه دور است . دور
2- کشتی ات را تازه و نو گردان که دریا ژرف است ، ژرف
3- بارت را سبک ساز که جاده باریک است ، باریک
4- کردارت را خالص گردان که حسابگر بینا است ، بینا
5- خوابت را برای مرگ بگذار
6- بالیدنت را برای هنگام سنجش اعمال بگذار
7- خواهش های نفسانیت را برای بهشت
8- آسایشت را برای آخرت
9- لذتت را برای زنان بهشتی واگذار
10- تو برای من باش تا من برای تو باشم
11- با حقیر و پست شمردن دنیا به من نزدیک شو
12- بوسیله ی دشمنی با نابکاران و دوستی با نیکان ، از آتش دوزخ دور شو
زیرا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند .
حدیث قدسی - تذکرة المتقین : ص 223 مرحوم بهاری نهاوندی – زمزمه زندگی در سیر و سلوک : ص 50
شنبه بیست و ششم خرداد 1386
پنج چیز را در گرو پنج چیز قرار داده ام :
----------------------------------------------
در روایت آمده است که خداوند عزوجل به داود پیامبر ( ع ) وحی کرد :
ای داود ! پنج چیز را در گرو پنج چیز قرار داده ام ، اما مردم آن پنج را در جای دیگر
جست و جو می کنند ولی به آن دست نمی یابند :
اول : علم را در گرسنگی و کوشش و تلاش قرار داده ام ولی مردم آن را در سیری ، راحتی و آسایش
........................................ جست و جو می کنند ولی به آن دست نمی یابند .
دوم : عزت و جلال را در عبادت و طاعت خودم قرار داده ام ولی مردم آن را در خدمت سلاطین و حاکمان
........................................ می جویند ولی به آن دست نمی یابند .
سوم : بی نیازی را در قناعت قرار داده ام ولی مردم آن را در زیادی مال
........................................ جست و جو می کنند ولی به آن دست نمی یابند .
چهارم : رضایت و خشنودی از خودم را مبارزه با نفس قرار داده ام ولی مردم آن را در رضایت نفس
........................................ می جویند ولی به آن دست نمی یابند .
پنجم : راحتی و آسایش را در بهشت قرار داده ام ولی مردم در دنیا
........................................ به دنبال آن می گردند ولی به آن دست نمی یابند .
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386
سنگ ها دل تنگند
----------------------------------------------
دنگ دنگ
می خورد شیشه به سنگ
چه کسی دست درازی به تن شیشه ی مجنون کرده است ؟
سنگ ها
سنگ هائی که فقط رسم ریاضت دانند
سنگ ها !
به چه می اندیشید ؟
امروز ، کف آبی که فقط شعله ی خورشید درونش پیداست
فردا ، دست یک کودک کمرو لب رود
که به جز یک تلپ ساده نمی خواهد هیچ
روز دیگر اما ، شیشه ی خانه ی یک بچه یتیم
که برای خنکای دل خود دست به دامان خدایش شده است
سنگ ها ، به چه می اندیشند ؟
به سقوطی که ز قلب نگرانی پرتاب
و فقط جمجمه ی بسته ی سرباز یهودی شکند ؟
سنگ ها ، سفت و سخت
نرم تر از دل انسان لجوج
سنگها سنگ ها سنگ ها
دنگ دنگ و دنگ دنگ
می خورد شیشه به سنگ
سنگ ها زیر هجوم شیشه ها تاب ندارند ولی
به امید روشنائی سنگند
سنگ ها دل تنگند
سنگ ها
سنگ هائی که فقط رسم ریاضت دانند...
<< حسرت >>
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386
معجزات امام زمان ( ع ) در جمکران
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386
لیست داستان ها
"جان بلا نکارد" از روي نيکمت برخاست . لباس ارتشي اش را مرتب کرد وبه تماشي انبوه جمعيت که راه خود را از ميان ايستگاه بزرگ مرکزي پيش مي گرفتند مشغول شد. او به دنبال دختري مي گشت که ...
حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه :
داستانی فوق العاده از مصطفی مستور ...
لئوناردو داوینچی هنگام کشیدن تابلوی شام آ خر دچار مشکل بزرگی شد ...
زمانهای قدیم وقتی هنوز راه بشر به زمین باز نشده بود فضیلتها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.
ذکاوت! گفت :...
روزي مردي خواب عجيبي ديد، اون ديد كه پيش فرشته هاست...
فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را ...
5 داستان پند آموز
خانم« تامپسون» معلم کلاس پنجم ابتدايي در اولين روز مدرسه مقابل دانش آموزان ايستاد ...
پادشاهی که در یک کشور بزرگ را حکومت می کرد ، باز هم از زندگی خود راضی نبود . اما خود نیز علت را نمی دانست . روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد ...
مردي با اسب و سگش در جادهاي راه ميرفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقهاي فرود آمد ...
يك كوهنورد مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز كرد ولي ...
استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟ ...
سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرمادرش فهميد برادر کوچکش سخت مريض است و پولي هم براي مداواي آن ندارند ...
از بهترین های صادق هدایت
مردی دیر وقت ، خسته و عصبانی از سر کار به خانه باز گشت ... ( داستانی تاثیر گذار )
وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد ...
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386
حتما دانلود کنید
آهنگ جدید گروه فارز به همراه اندی و کوروس به نام نیلوفر

